تبلیغات
بسطام فردا

LOGO

 
  • یکشنبه 17 شهریور 1392 - 09:21 ق.ظ
  • دسته بندی :
  • نویسنده: بسطام فردا
داستان ضامن آهو شدن امام رضا(ع)، داستان معروفی است که در افواه مردم ،سینه به سینه نقل شده است. در بعضی از ادعیه از ایشان با لقب «ضامن» و «ضامن امت» یادشده ،در شهر شوشتر دو بقعه به نام«امام ضامن» وجود دارد و در شبه قاره هند اصلا مردم از امام هشتم با عنوان«امام ضامن» یادمی کنند1 و تودۀ مردم و محققان با توجه به عقاید و مستندات علمی خود امام رضا (ع) را ضامن آهو  می نامند.

این داستان در منابع می تواند از یكی از داستان های زیر نشات گرفته باشد :

1- داستانی كه در جغرافیای خط سیر هجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو اتفاق افتاده است و در افواه مردم است .وقتی كه آن حضرت به دشت پهناور سمنان می رسد ، آهویی اسیر در بند صیاد می بیند . آهو از امام رضا (ع) می خواهد كه نزد صیاد ضامن شود تا به لانه و اقامتگاه خود برود و بچۀ خود را شیر دهد.امام ضامن می شود و آهو می رود پس از ساعتی برمی گردد و صیاد با دیدن ماجرا، آهو را آزاد می كند .

استاد سعید نفیسی می نویسد«آهوان ، جایی است كه امام هشتم (ع) ضامن آهو شد و به این جهت آنجا را آهوان نامیده اند .2


عبدالرفیع حقیقت، نویسندۀ كتاب «تاریخ سمنان» نیز نوشته است

«مردم سمنان و دامغان ،ضمانت آهو توسط حضرت رضا(ع) را مربوط به این جا می دانند و در این مورد اخبار متواتر است. »3

جلیل عرفان منش که برای اثبات قدمگاه های ایران سال ها تحقیق کرده است درمعرفی این ناحیه نوشته است«آهوان نام آبادیی است  در چهل کیلومتری سمنان به سمت امیرآباد4


نویسندۀ«تحفه الرضویه» دروجه تسمیۀ این مکان  نوشته است «چون حضرت رضا (ع) به نواحی دامغان که درحال حاضربه آهوان مشهوراست رسید. آهویی چندبه خدمت آن حضرت رسیدند وعرض کردند یابن رسول الله مخالفان قصدکشتن شمارادارند خوب است معاودت فرمایید.آن حضرت فرمود:« ازاجل نتوان گریخت وبرای آن ها دعای خیرفرمودوبدین جهت آن محل را آهوان می گویند»5


نویسندۀ « بحرالانساب»بدون اشاره به دامغان تنها به ذکر ولایت خراسان اشاره کرده ونوشته است«چون   [حضرت ] برسرچشمه رسیدندآهوان بسیار دیدندکه سرآن چشمه ایستاده اند همه آب می خورندوخون ازدیده می بارند.چون جمع آهوان رانظر  به جمال جهان آرای حضرت امام افتادگفتند:  که یاامام معصوم صلاح چنان است که ازاین راه برگردی ...6  


نویسندۀ کتاب «جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع)...»درتوضیح این نکته که آیاکاروان امام رضا درعلت نامگذاری(ع) ازاین مکان عبور کرده است نوشته «خبرورودحضرت رضا (ع)رابه دامغان ویاآهوان وآنچه آن ذکرشده درمنابع قدیم نیافتم ولی ازآن جاکه دامغان به لحاظ جغرافیایی درخط سیر حرکت امام واقع شده گذر آن حضرت ازاین منطقه محتمل به نظر

می رسد7   

میرزا داوود اصفهانی كه در سال 1109 ق به تولیت آستان قدس رضوی منصوب گردیده در سفرنامه ای منظوم به نام «مسافرت نامه» كه به شرح سفرهای خودش در شهرهای ایران پرداخته ،  وقتی به دشت سمنان می رسد با پیرمردی هم صحبت می شودکه بن مایه های فرهنگ شفاهی رضوی درجان ودلش موج می زندوبرای میرزا داوود اصفهانی داستانی ازکرامت علی بن موسی الرضا (ع)را درحقّ آهویی که دراین منطقه رخ داده  واز گذشتگان خود شنیده  نقل می کندومیرزا داوود آن را به زیور شعر می آرایدواین گونه داستان را بیان می کند :
به این منزل چو وارد گشت حضرت                    شد از فیض قدومش با طراوات
كه صیاد آهویی را صید كرده                            اسیرش ساخته ، در قید كرده
ز دور آهو چو آن معصوم را دید                         زجور و محنت صیاد نالید
نمود اظهار عجز و ناتوانی                              به حضرت با زبان بی زبانی ...
بفرما امر ای كان مروت                                 دهد یك ساعتم صیاد رخصت

شاعر در ادامه سروده كه صیاد از امام رضا(ع) دلیل و ضامنی می خواهد كه آهو را آزاد كند و امام رضا (ع) عصای خود را به زمین می زند و چشمه ای پیدا می شود و صیاد قبول می كند.


شاعر علت نامگذاری این دشت را در دو بیت پایانی بیان می كند :

چو شد معجز نما مولای ثامن                      ملقب گشت آن حضرت به ضامن
پس از آن پهن دشت غیرمعمور                    به ارض آهوان گردید مشهور 8

یکی ازشاعران معاصر تمام داستان مذكور را در مثنوی زیبایی آورده است كه در ابتدا پیر كهن سالی داستان را برای او تعریف می كند :

عصر یك روز بهاری چون عبیر                      بر دلم بنشست حرف مرد پیر
صحبت از ایمان و از اعجاز كرد                     داستانی این چنین آغاز كرد
گفت آهویی میان كوه و دشت                    بود با دلبند خود در سیر و گشت ...

شاعر بعد از پایان داستان از امام رضا (ع) می خواهد كه او را آزاد نكند و بند محكم تری به او بزند و او را بیش از پیش عاشق خود سازد :

من نخواهم تا كه آزادم كنی                   بند اگر محكم كنی شادم كنی             
تا بمانم بر سر میعاد خود                       تا روم روزی مگر از یاد خود 9


مورخان چنین داستانی رابرای پیامبراسلام (ص)نیزنقل کرده اند:

«روزی رسول اکرم آهویی رادربنددید .آهو به رسول خدا(ص)گفت :به تازگی دو بچه آهو به دنیا آوردم . از این گروه برای من اجازه بگیرید تا بروم بچه هایم را شیر دهم ... 10 و بقیه داستان که مانند امام رضا نقل شد.

2-داستانی را كه شیخ صدوق (متوفی 381) در کتاب «عیون الاخبارالرضا»آورده است .وی به نقل از بزرگان و رجال آن روز توس چند حکایت محترمانه و مثبت از ارادت ابومنصور عبدالرزاق11 به مشهد علی بن موسی الرضا (ع) شنیده و نقل کرده است .از جمله نوشته است که چنان شنیدم که یکی از سفرای سامانی به نزد ابومنصور عبدالرزاق در توس رفت چون پنجشنبه شبی شد از ابومنصور اجازۀ سفر به مشهد و زیارت قبرحضرت رضا(ع) را کرد و ابومنصور ضمن دادن اجازه به وی و تشویق  او به این امر گفت: بشنو که درباره ی مشهد با توچه می گویم :«در روزگار جوانی نظر خوشی به طرفداران این «مشهد» نداشتم و در راه متعرض ز ایران می شدم و لباس ها و خرجی و نامه ها و حواله هایشان را به ستیزه می ستاندم . روزی به شکار بیرون رفتم و یوزی را به دنبال آهویی روانه کردم .یوز هم چنان دنبال آهو می دوید تا به ناچار آهو را به پای دیوار کشاند و آهو ایستاد. یوز هم روبرویش ایستاد، ولی به او نزدیک نمی شد .هرچه کوشش کردم که یوز به آهو نزدیک شود یوز تکان نمی خورد ولی هر وقت که آهو از جای خود (کناردیوار) دور می شد  یوز هم او را دنبال می کرد .اما همین که به دیوار پناه می برد بازمی گشت تا آن که آهو به سوراخ مانندی در دیوار آن مزار داخل شد .من و ارد رباط (تعبیرجالبی از مزار حضرت رضا(ع) در آن عصر)شدم و از ابی نصرمقری(قاری راتب قبرمطهر)پرسیدم که آهویی که اینک وارد شد کو؟

گفت : آن را ندیدم.آن وقت به همان جایی که آهو داخلش شده بود درآمد و پشگل های آهو و رد پیشابش را دیدم ولی خود آهو را ندیدم . پس با خدای تعالی پیمان بستم
که از آن پس زایران را نیازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان درنیابم و از آن پس هر گاه که کار دشواری به من روی می آورد و گرفتاریی پیدامی کردم به آن «مشهد»روی و پناه می آوردم و آن را زیارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خویش را مسئلت می کرد و خداوند نیاز مرا بر می آورد و من از خدا خواستم که پسری به من دهد و خدا پسری به من مرحمت فرمود و چون آن پسر بچه به حد بلوغ رسید کشته شد.

من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم
که پسری به من عنایت کند و خدا دوباره پسری به من عطا فرمود و هیچ گاه ازخدا تبارک و تعالی حاجتی نخواستم مگر آنکه حق تعالی آن حاجت را برآورد و این چیزی است ازبرکات این مشهد، سلام الله علی ساکنه ،که بر شخص من آشکارشد و برخودم روی داد.12

3-داستانی كه «فاضل بسطامی»یکی از مشاهیر بسطام و نویسندۀ «فردوس التواریخ» از كتاب وسیله الرضوان نقل كرده:
«پسری بود كه ناخوشی دق داشت و اطبای آن عصر، چاره ی ناخوشی را به تفرج و صید نمودن دیده بودند . روزی آن پسر كه سلطان زاده بود به عقب آهویی اسب راند و آهو به طرف بقعۀ مطهر رفت. اسب های ایشان جرات دخول در آن مكان شریف نمی نمودند. سلطان زاده خود را بر روی مرقد شریف انداخت و دوای درد خود را خواست ، وی شفا یافت .
او عریضه به والد خودش نوشت و سلطان سنجر بعد از وصول نامه دستور داد آن بنا را تعمیر كنند .13
نویسندۀ « ناسخ التواریخ» عینا این داستان را درکتاب خودش نقل کرده است14

4-داستانی كه ابن شهر آشوب در «مناقب آل ابی طالب » نقل كرده كه چون امام رضا (ع) وارد محلۀ فوزا در نیشابور شدند دستور دادند در آن جا حمامی بنا شود و قناتی حفر گردد و حوض آبی که بالاتر از آن محل باشد،ساخته شود .امام درآن حوض غسل کرد و در آن جا نمازگزارد ... آهویی به حضرت پناهنده شد و ابن  حماد در قصیده ی خود به آن اشاره كرد كه مطلع آن این است :

یعلوا و الذی لاذبه الضبیه و القوم جلوس             من ابیه المرتضی زكوا و یروس15

او كسی است كه آهو به او پناه آورد و مردم همنشین او بودند او مانند پدرش علی بن ابیطالب(ع) به مردم پناه می دهد، او بزرگ و سرور است .

داستان ضامن آهو بودن امام رضا (ع) در شعر فارسی جلوۀ خاصی پیدا كرده است .

سیدحسن غزنوی (535-565)ازشاعران قرن ششم درغزلی ، در ستایش ممدوح خود دوبیت دارد که شایدتلمیحی به داستان «ضامن آهو»ی امام رضا(ع) باشد
میرعرب آهو را بنواخت چوگفتند                        کاین آهو یک روز گذشت ازحرم تو
نه تو کم ازآن میری ، نه من کم از آهو                نی نیز کم است ازعرب او عجم تو
                                                                  ( دیوان سیدحسن غزنوی)



اما نخستین شاعری كه داستان ضامن آهورا صریحا درشعرخویش آورده –تا آن جایی که نویسنده مطالعه کرده -تاج الدین حسن بن سلیمی تونی (متوفی 854ق)است وی درقصیده ای به نام «ولایت نامه »این گونه داستان رابیان کرده است:

ای دل به مدح قبلۀ هفتم گشا زبان                  ازمعجزاتِ ضامن آهو،نما بیان

 شاهنشهی که درهمه صبح ومسا بود             جاروب آستانه اش ازبال قدسیان
اوصافِ وصف اونتوان کرد این چنین                    توصیف از صفاتِ جلالش کجا توان
یعنی یکی زمعجزاتش بیان کنم                       تا بشنوند جمله محبان ودوستان
بست ازمدینه بارِسفر،چون به سوی طوس        تقدیرهم رکاب وقضا گشت هم عنان
درآن سفرمنازلِ چندی نمودطی                       دربین ره فتاد گُزارَش به آن مکان
نخجیر دید بسته وصیاد برسرش                      تیغ ازمیان کشیده پی قتل بی زبان
آهو به هر طرف نگران بود ومی گریست             ناگه فتاد چشم شهنشاه اِنس وجان
آن بی زبان به شاه غریبان سلام کرد                گفتش جواب ازلب لعل گهرفشان
بوسید سمُ مرکب آن شه غزال وگفت                ای صاحب مرّوت وغمخوار بیکسان
شاها بگیر دست من ازپا فتاده ام                     صیّاد رابگو که ببخشد مرا امان
دارم دوبچّه جانب آن کوه ،شیرخوار                   اکنون دو روز شد که ازایشان شدم نهان
دانم که ازجدایی وهم ازگرسنگی                     گریندهمچوابرو دوان اند درفغان
ازبعدشیردادنِ اطفال خویشتن                          آیم به خدمت تو،خلافی در آن مدان
آن صاحب سخاوت ولطف وکرم زمهر                  رو کرد پس به جانب صیاد آن زمان
گفتا بیا بکن تورها این غزال را                          من ضامنم ،نیامداگر،قیمتش ستان
اطفالِ شیرخواره از او مانده درعقب                   رو آورد به جانب آن کوه، سویشان   
چون شیر داد باز بیاید به نزد تو                        بشنو ز من سخن ،نبود بهرتو زیان
صیّاد این کلام چوبشنید شد به خشم               گفتا فسانه در رهِ من این قدرمخوان
آهوی دام دیدۀ رم کرده را ز دست                     سازم رها دوباره بیاید بگو چه سان ؟
گر ضامنی بیا ونشین پا به دام من                    هستی اگر زصدق بدین صید مهربان  
گر رفت این غزال نیامد به نزدِ من                      سازم همان زمان ز تو سیلابِ خون روان   
شاه غریب گفت به صیاد:جدِمن                       بخشیده بهرِدین ،سرِخود را به دشمنان ؛
دستش زتن ،جدا شد و افتاد بر زمین                عبّاسِ نامدار علمدارِ تشنگان...
از اسب شد پیاده وبنشست پا به دام               خورشید سان گرفت به روی زمین مکان
آهو روانه گشت سوی بچّگانِ خویش                 وانگه بهارِگلشنِ صیّاد شد خزان
چون ساعتی گذشت که پیدا نشد غزال            چشم از ادب ببست گشود ازغضب، زبان
گفت :ای عرب بگوی کجا رفت صیدمن               آهوی دام دیده نشد رام درجهان
شد دیرتر زصید من او را به من رسان                خود را ز درد و محنت واندوه وارهان
سرخیل اولیا لبِ معجز بیان گشود                    گفت :ای خدای عالم وخلّاق غیب دان
یارب منم غریب در این دشت دادرس                آن صید هرکجا بود او را به من رسان
دراستغاثه بودگلِ گلشنِ نبی                          آهو ز روی دشت همان لحظه شدعیان
افگنده هر دو بچۀ خود را به پیش رو                   پهلو به بچه ها زده آمد دوان دوان
بوسیدخاکِ پای امام غریب را                          بهرِ ثواب گشت به دورش چو آن زمان
وآن گاه هر دو بچۀ خود کرد پیشکش                 سلطان دین به فرقِ وی انداخت سایه بان...
صیّاد چون که معجزه را دید شد خجل                یکباره رفت از سرِ او  طاقت وتوان
گفتا که خاک بر سرم ازصید کمترم                   او دوست با امام شد و من زدشمنان
شاها شوم فدات ز نام و نسب بگوی               دانم ترا به نزدِ خدا هست عزّ و شأن
فرمودشاه دین که:منم زادۀ رسول                   جدّم علیست .جدّۀ من سیّد زنان
موسای کاظم است پدر، نامِ من رضاست          آواره گشته ام ز دیار و ز خانمان
بودم منِ غریب ،روان سوی شهر طوس             بهرِ هدایتِ همه خیل موالیان
صیّاد عرض کرد به آن شهسوارِ دین                  کای باعث نجاتِ اسیران شدی به جان
از صدق توبه کردم وهستم امیدوار                   بشماریم ز خیل محبّان خاندان
آن صاحبِ سخاوت واحسان ز لطف ،گفت          صیّاد را که:« آه تو زد آتشم به جان
من ضامنم به جمله غریبان ،تویی غریب           بگذشتم از گناهِ تو وجمله دوستان
خوشحال شد جوان وببوسید پای او                 سلطانِ اولیا به سوی طوس شد روان
ای شمعِ دودمان امامت ،غریبِ طوس               بهرخدا نظر نما سوی مخلصان
دارنددوستان همه شوق زیارتت                       از آرزوی خویش مکن نا امیدشان
لیکن زلطف کن به سلیمی نظاره ای                قدّش ز بارِ محنت جدّ تو شد کمان16

بعد از او ، نظیری نیشابوری ، شاعر قرون دهم و یازدهم است که كلمۀ «ضامن »را كنار نام حضرت به كار برده است. وی قصیده ای با مطلع زیر در مدح حضرت رضا (ع) سروده است :

چنان رسیدی دی ، سرد ساخت دنیا را          كه كرد در دل مجنون فسرده لیلی را


شاعر در دو بیت این قصیده كلمه «ضامن» را كنار تركیب «امام ثامن» بدین صورت آورده
است:

امام ثامن ضامن كه روز بازپسین                   به گوش خوف رساند ندای بشری را

امام ثامن ضامن كه در شریعت حق                زهفت مفتی صادق ، گرفته فتوا را17

میرزا داراب بیك معروف به جویا از سخنوران سدۀ یازدهم نیز در قصیده ای در نعت حضرت رضا (ع) در دو بیت به كلمه ضامن اشاره كرده است :


شه قلمرو هستی علی بن موسی                      امام ثامن ضامن خدیو روی زمین

دگر به پیش كه نالم تو ضامنی مپسند          دل مرا ز تقاضای قرض خواه، غمین18

صحبت لاری ، قاآنی ، ملا علی تفرشی ، طرب شیرازی و قدسی شیرازی از دیگر شاعرانی بودند كه در قرون گذشته به این مساله در اشعار خود اشاره داشته اند .

اگر چه به ضرس قاطع نمی توان گفت منظور شعرای فوق تلمیحی به داستان مذكور است ، ولی با قاطعیت نیز نمی توان مردود دانست .

اما شاعری كه –تا آن جایی که نویسنده مطالعه کرده -صریحاً به ضامن آهو اشاره كرده وامام رضا(ع)رابالقب «ضامن آهو»مخاطب قرارداده است«محمد یزدی» متخلص به «جیحون» (شاعر قرن سیزدهم) است .


وی در قصیده ای كه با مطلع زیر سروده:


خورشید گریزان بودت در خم گیسو       زین حلقه بدان حلقه و زین سوی بدان سو

در بیتی ازاین قصیده آورده است :
گر آهوی چشمان تو شد دزد چه پروا               تا پادشه طوس بود ضامن آهو19

اكثر شعرای معاصر كه در مدح و منقبت حضرت رضا (ع) شعر سروده اند ، به ضامن آهو بودن امام رضا (ع) اشاره داشته اند . علی باقرزاده در بیتی از یک قصیده این گونه به موضوع اشاره کرده:


ضامن شدی تو آهوی صحرا را                     تضمین نمای ، بخشش عصیانم20


نمونه های دیگر :

  جان تویی و دلبر جانان تویی                         بر دو جهان سرور و سلطان تویی
كس ز تو محروم نشد كز كرم                           ضامن آهوی بیابان تویی
                                                                              (محمد حسین بهجتی)

می رسم تاکنارمرقدتو                                        دامنی اشک وآه آوردم

مثل آهوی خسته از صیاد                                      به ضریحت پناه آوردم21
                                                                                   (مصطفی محدثی)

شاعری خود را همان آهوی بیابان نامیده كه حضرت ضامنش شده و امیدوار احسان است و خود را گناهكار می داند و آهو را بی گناه :

ای نثار تو بهترین جان ها                                   ضامن آهوی بیابان ها
من همانم آهوی بیابانم                                     از تو امیدوار احسانم
نه خطا گفتم ای امام رئوف                                 ای به اوصاف احمدی موصوف
آهوی دشت را گناهی نیست                             همچو من نامه ی سیاهی نیست22
                                                                                   (ذبیح ا... صاحبكار)

محمد علی مردانی در میلاد حضرت رضا(ع) شعری سروده و لقب ضامن آهو را برای امام رضا(ع) آورده :


از مدینه تا خراسان از نجف تا كربلا                  روز میلادش بیفشاند صبا بسیار گل

در چنین روزی مبارك زیبد ار خواند سروش       ضامن آهو وصی احمد مختار گل23

شاعر دیگری همین مضمون را در غزلی بدین گونه آورده است :

نفسی است كه صیاد شد آهوی دلم را         باید تو شوی ضامن دل نزد خدایت
                                                                                           (محمد تاری)

و دیگری خود را آهوی رمیده خوانده و در یك رباعی این گونه سروده است :

دل بر سر كوی آشنا آوردم                           بر درگه او دست دعا آوردم
آهوی رمیده ام كه از بهر امید                      رو بر حرم قدس رضا آوردم24
                                                                                        (عباس براتی پور)
برخی شعرا ضامن و ثامن را كنار یكدیگر به كار برده اند:
چو هجرت كرد از یثرب امام ثامن و ضامن      شرف بخشید از یمن قدومش خاك ایران را
                                                                                     (محمدعلی مردانی)                                                          


امام ثامن و ضامن خدیو كشور توس              كه هست شاه، حقیقی به خسروان مجاز

                                                                                         (ذوقی اصفهانی)

امام ثامن و ضامن رضا كه بر حرمش              نهاده اند شهان روی التجا این جاست

                                                                                               (قاسم رسا)

شاعری از این كه مردم وشاعران حضرت رضا (ع) را ضامن آهو نامیده اند خشنود نیست و این لقب را نارسا می داند و معتقد است او ضامن سعادت مردم در دو جهان است وقصیده ای سروده است .

مطلع قصیده بیت زیر است :
مهرت به دل نهفته و دل خانه خداست         عشقت به جان نشسته و جان ، گنج كبریاست

و در ادامه سروده :

شأن تو را به ضامن آهو ستوده اند                       این واژه در مقام مدیح تو نارساست
تو ضامن سعادت خلق دو عالمی                        لطفت نجات جمله طوفان فتنه هاست
                                                                                          (جعفر رسول زاده)

برخی شعرا «ضامن آهو» را ردیف شعرخویش قرارداده اند که علاوه بر افزودن موسیقی کناری شعر
،با استغاثه و اندوه و آرزوی خویش را بیان کرده اند

بی نام و نشانیم یاضامن آهو                         بی شوکت وشانیم یاضامن آهو

ازشان تو گوییم شوکت ز تو جوییم                  نام ازتو ستانیم  یاضامن آهو
حیران شدگانیم خسران زدگانیم                     جویای زمانیم یاضامن آهو
دوریم زرویت بگذاربه کویت                             یک چندبمانیم یاضامن آهو
داریم هوایت بگذاربه پایت                              اشکی بفشانیم یاضامن آهو...25
                                                                                           (مظاهرمصفا)

در بند هواییم، یا ضامن آهو!                             در فتنه رهاییم، یا ضامن آهو
بی تاب و شکیبیم، تنها و غریبیم                       بی سقف و سراییم، یا ضامن آهو...26
                                                                                      (سهیل محمودی)

غریب آشنای آشنا
امام سبز پوش قصه ها یا ضامن آهو           زلال سورۀ شمس الضحی یا ضامن آهو

شه ملک خراسان ای امیر کشوردل ها        امام مهربان و با صفا یا ضامن آهو
زیارتگاه دل هایی امام و باور مایی              تجلی صفات کبریا یا ضامن آهو27

تاثیر ضامن آهو رانیزدرشعرشاعرانی می بینیم که برای کودکان شعر سروده اندمثلا خانم افسانۀ شعبان نژاد چنین سروده است :
كاش من یك بچه آهومی شدم                   می دویدم روزوشب دردشت ها
توی كوه و دشت و صحرا روز و شب              می دویدم تاكه می دیدم تورا
***
كاش روزی می نشستی پیش من         می كشیدی دست خود را بر سرم
شادمی كردی مرا باخنده ات                  دوست بودی با من و با خواهرم
***
چون كه روزی مادرم می گفت تو            دوست بایك بچه آهو بوده ای
خوش به حال بچه آهویی كه تو              توی صحراضامن او بوده ای
***
پس بیا من بچه آهومی شوم                بچه آهویی كه تنها مانده است
بچه آهویی كه تنها و غریب                   در میان دشت و صحرا مانده است
***
روز و شب در انتظارم پس بیا                دوست شو با من مرا هم ناز كن
بند غم را از دو پای كوچكم                    با دو دست مهربانت باز كن 28

*این مقاله درپنجمین همایش علمی –پژوهشی جاده ولایت ، مهرماه 1390 (میراث فرهنگی خراسان رضوی) برگزیده شد ودرمجموعه مقالات همان همایش (صص87-98) و در فصلنامۀ فرهنگ مردم ،ش43-44پاییز وزمستان 1391،صص11-22چاپ شد .خوانندگان برای اطلاع بیشتر به منابع مزبور مراجعه کنند.

سیدهادی میرآقایی
یادداشت ها
1-هفته نامه فرهنگی –اجتماعی جوانان ص59
2-فرهنگ نامه پارسی، سعید نفیسی ، ج اول ، ص 190
3-دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج 2، ص 251
4-جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع) از مدینه تامرو ص116
5-تحفه الرضویه ،فاضل بسطامی به نقل از«زندگانی امام رضا »ص245
6- بحرالانساب ،ابن یحیی خزاعی ،ص101-3به نقل از«جغرافیای تاریخی ...»ص117
7-جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا(ع)...ص117
8-دیوان میرزا داوود اصفهانی، ص 6
9-كتیبۀ خورشید، ص 196
10-المعجم الاوسط358/5به نقل از هفته نامه فرهنگی –اجتماعی جوانان ص59
11-ازامرای فرهیختۀ توس وخراسان و همان کسی که درحدودسال های 339ت345ق به وزیرخویش دستورداد تاموبدان وبزرگان ایران زمین راازشهرهای بخاراومرو ونیشابور وتوس و...به شهرتابران بخواند وباهمکاری ایشان اولین شاهنامه ی منثور را تدوین نماید. وحاصل کاربه نام شاهنامه ی منثور ابومنصوری
فراهم آمد وبعددقیقی وبعدتر فردوسی ازآن استفاده کردند (رک مجموعه مقالات دومین وسومین همایش
علمی وپژوهشی جاده ی ولایت ص139)
12-عیون اخبار الرضا ، شیخ صدوق، ترجمه حمیدرضامستفیدصص701-3وهمچنین مجموعه مقالات
دومین وسومین همایش علمی وپژوهشی جاده ی ولایت ، ص140
13-فردوس التواریخ، فاضل بسطامی ص 23
14-ناسخ التواریخ جلد14ص313
15-مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 377
16-دیوان سلیمی تونی ،صص246-248
17-مدایح رضوی در شعر فارسی، احمدی بیرجندی ص 63.
18-منبع فوق ، ص 79
19-مدایح رضوی ، ص 133
20-منبع فوق ، ص 249
21-مجله زائر،سال پنجم ،شمارۀ 11،سال 1378ص89
22-کتیبۀ خورشید، ص 100
23-منبع فوق ، ص 92
24-منبع فوق ، ص 84
25-مجله حافظ  شهریور 1387 - شماره 54ص22
26-مجلۀ شعر ،انتشارات سوره مهر ،سال سیزدهم ،بهار 1384،شماره 42ص102
27-خورشیدولایت ،صص 73-74
28-مجلۀ زائر ، شمارۀ 160 ص34
مشخصات منابع

ثنای آفتاب،تهیه وتدوین غلامحسین شاه مرادی «مرشد»،نورالکتاب ،مشهد1389
جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا (ع)ازمدینه تامرو،جلیل عرفان منش ،
بنیادپژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی ،چاپ ششم 1387
حریم سبز عشق ،نسترن قدرتی ،به نشر ،مشهد1378
خورشیدخراسان،تحقیق دکترامیراسماعیل آذر،پلک ،تهران 1387
خورشیدولایت ،گلچین اشعار...،به اهتمام اداره کل فرهنگ وارشاداسلامی خراسان ،  نشرجلیل ،مشهد1380
دائره المعارف بزرگ اسلامی،زیرنظرمحمدکاظم بجنوردی ،تهران ،1378
دیوان سلیمی تونی ،به کوشش سیدعباس رستاخیز،کتابخانه ،مرکزمجلس شورای اسلامی ،تهران 1390
دیوان سیدحسن غزنوی ، تصحیح محمدتقی مدرس رضوی ، تهران ، اساطیر، 1362
عیون اخبارالرضا ،شیخ صدوق ،ترجمۀ حمیدرضا مستفیدوعلی اکبر غفاری ،نشرصدوق،مشهد 1372
فردوس التواریخ، فاضل بسطامی ، چاپ سنگی ،تبریز،1315 قمری
فرهنگ نامه پارسی، سعید نفیسی ، ج اول
كتیبۀ خورشید، به كوشش محمد جواد غفورزاده ، بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی ،مشهد 1381
مدایح رضوی درشعرفارسی ،احمداحمدی بیرجندی –سیدعلی نقوی زاده ،
بنیادپژوهش های آستان قدس رضوی ،چاپ سوم ،مشهد1377
مسافرت نامه ،میرزاداوداصفهانی ، تصحیح حسن فیروزان (پایان نامه کارشناسی ارشد)کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی ،شمارۀ 342786
مهرتابناک ،مجموعه رباعی ودوبیتی پیرامون امام علی بن موسی الرضا(ع)به کوشش واهتمام ناصرعرفانیان مشیری نژاد، پیام کلیدر، مشهد،1388
ناسخ التواریخ ،محمدتقی سپهر،کتابفروشی اسلامیه ،1398ق جلد14
مجله ها
اندیشۀ نو،ویژه نامۀ امام رضا(ع)،موسسۀ فرهنگی قدس ،شمارۀ اول ،آذرماه 1385
زائر،موسسه فرهنگی قدس ،سال دهم،دی 1382،شمارۀ109
زائر،سال دوازدهم ،شمارۀ132،آذر1384
زائر،سال چهاردهم ،شمارۀ 159،اسفندماه 1386
زائر،سال پانزدهم ،شمارۀ160فروردین ماه 1387
مجلۀ شعر ،انتشارات سوره مهر ،سال سیزدهم ،شماره 42،بهار 1384
هفته نامۀ فرهنگی –اجتماعی جوانان ،سال پنجم ،شماره 235،آبان 1388

با تشکر از پژوهشگر ارزنده ،آقای سید هادی میرآقایی


برچسب ها : فاضل , فاضل بسطامی , آهو , ضامن آهو , امام رضا(ع) ,

آخرین مطالب

 
» غبار فراموشی بر چهره تکیه مزج نشست/ تخریب به جای تعمیر ( چهارشنبه 11 اسفند 1395 )
» خلاق؛ واژه گم شده از گردشگری ایران/ پتانسیل صنایع، شهرها و اقشار خلاق می تواند حرکت کُند گردشگری را سرعت بخشد. ( چهارشنبه 11 اسفند 1395 )
» ریاست شورای شهر بسطام: نمره شهردار بسطام در عملکرد، نمره بالای 20 می باشد ( سه شنبه 10 اسفند 1395 )
» فصل الخطاب قانون است و شهرستان بسطام اجرا خواهد شد/ارتقاء بسطام نسبت مستقیم با ارتقاء شاهرود دارد ( سه شنبه 10 اسفند 1395 )
» تیم سه گانه شهرستان بسطام بر سکوی سوم کشور ایستاد ( شنبه 7 اسفند 1395 )
» راه طولانی مجموعه تاریخی منحصر بفرد بسطام برای ثبت جهانی ( چهارشنبه 4 اسفند 1395 )
» سایمون گفت می توانی ورودی المپیك 2018 را بگیری ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )
» وقتی حقیقت از دست وزارت کشور هم در می رود!! ( سه شنبه 1 دی 1394 )
» نشست خبری شهردار و رییس شورای شهر بسطام با اصحاب رسانه +تصاویر ( جمعه 9 مرداد 1394 )
» بسطام در کش و قوس ثبت جهانی است/ بازدید متوسط سالانه ۸۰۰ توریست خارجی ( جمعه 9 مرداد 1394 )
» مقدمات دفن پروفسور شهریار عدل در مجموعه تاریخی بسطام فراهم می شود ( جمعه 5 تیر 1394 )
» قلعه نو خرقان ،روستای هدف گردشگری ( جمعه 25 اردیبهشت 1394 )
» مجموعه فرهنگی -تفریحی کهکشان بسطام نیازمند توجه ویژه مسؤولین ( جمعه 25 اردیبهشت 1394 )
» جاده جنگل ابر ،آری یا خیر ؟! ( جمعه 22 اسفند 1393 )
» جشن سالروز صبوری و متانت مردم مظلوم شهرستان بسطام +درددلی کوتاه با رییس دولت تدبیر و امید ( جمعه 5 دی 1393 )

نویسندگان

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


سایت خبری تحلیلی شهرستان بسطام

ایجاد کننده وبلاگ : بسطام فردا