تبلیغات
بسطام فردا

LOGO

 
  • سه شنبه 19 شهریور 1392 - 09:09 ق.ظ
  • دسته بندی :
  • نویسنده: بسطام فردا
بایزید بسطامی عارف مشهور قرن دوم و سوم که همۀ عارفان هم عصرش به عظمت مقام او اعتراف داشته اند و پس از مرگش همۀ بزرگان از جمله سنایی ، عطار و مولوی و دیگران از شیفتگان او بوده اند و از او به بزرگی یاد کرده اند و حکایات و سخنان او را در کتب و رسایل خویش آورده اند.( شفیعی کدکنی  1386 : 34-37) یکی از آن بزرگان عطار نیشابوری است که موضوع مقالۀ ماست .قبل از این که به بحث اصلی بپردازیم لازم است مقدمه ای را ذکر کنیم:


در 1921 که تی .اس. الیوت منظومۀ «سرزمین بی حاصل» را می سرود هیچ کس و حتی خود او گمان نمی کرد که یکی از سرشارترین آثار ادبی قرن بیستم پا به عرصۀ ظهور می گذارد .

بخشی از توفیق کم نظیر این منظومه ،گذشته از کمال فنی و فشردگی ناشی از پیرایش سختگیرانه ای که منظومۀ هشتصد و چند بیتی الیوت را به 433 بیت کاهش داد، از اتکای آن بر پشتوانه ای غنی از قصه ها و اسطوره ها و رمزواره هایی سرچشمه می گیرد که فرهنگ بشری در درازنای حیات خویش تا روزگار وی آن ها را با معیار تجربه آزموده است.

شاعران برجستۀ ایران نیز با پیروی از روش قرآن که قصص فراوانی را ذکر کرده  و حتی در داستان حضرت یوسف  فرموده است : «لقد کان قصصهم عبره لااولی الباب » و مطالعۀ کتب سلف خویش چون مرزبان نامه ،کلیله ودمنه ،کشف المحجوب و...در آثار خود از قصص استفاده کنند (ذکرجمیل سعدی: 301/3 )

یکی از این شاعرانی که از این روش ستوده استفاده کرده عطار نیشابوری است.
خود عطار در مقدمۀ تذکره الاولیاء علل و اسباب اهتمام خود را به گرد آوردن قصه های مشایخ برمی شمرد بعلاوه  آن می توان عوامل زیر را به آن افزود:

1- اگر صوفیه شعر سروده یا مجلس گفته مقصودشان تربیت و ارشاد عامۀ مردم بوده و سخن برای طبقۀ ممتاز و رجال کمتر گفته اند بدیهی است که برای عامۀ مردم برهان و استدلال منطقی مفید نیست بلکه شاید مضر نیز واقع شود ولی به حکایت و قصه میل و گرایش دارند و می توان به این وسیله آنها را به معارف حقیقی آشنا ساخت .

2- سخن صوفیه بیشتر نتیجۀ وجد و حال است و ثمرۀ مشاهده و کشف است و شرح و تفصیل آن در لباس تمثیل و حکایت آسان تر و موثرتر خواهد بود.

3- بسیاری از مطالب در تصوف هست که صریح و آشکار گفتن میسر نمی شود و شاید به مصلحت شنوندگان نیز باشد که آنها را به صورت امثال و قصص بیان کنند.
 
4- در آن روزگار که تعصب رواج داشت صوفیان بیم داشتند که عقاید خود را آشکار کنند و به ناچار«سردلبران را در حدیث دیگران »بازمی گفتند (فروزان فر 1340 : 52)

عطار آن گونه که استاد علامه فروزانفر نوشته است حدود897 حکایت در مجموعۀ مثنوی های خویش آورده است که قابل تامل است.( همانجا :51) همچنین استاد دربارۀ تعداد حکایات بایزید در کتاب تذکره الاولیاء که به نثر است ،نوشته اند «آن که بیش از همه حکایت از احوالش نقل شده بایزید بسطامی است که حکایات او به هشتاد و هفت بالغ می گردد.

عطارعلاقۀ زیادی به بایزید بسطامی دارد از او در آثار خود با عناوین:«پیربسطام» ،«خورشیداسلام» و «شیخ بسطام» و... یاد می کند.

در تذکره الاولیا با عبارات زیبایی به معرفی بایزید بسطامی می پردازد :«آن سلطان العارفین ، آن برهان المحققین ،آن خلیفۀ الهی ، آن دعامۀ نامتناهی ، آن پختۀ جهان ناکامی ،شیخ وقت ابویزید بسطامی –رحمه الله علیه ،اکبر مشایخ بود و اعظم اولیا و حجت خدای بود و خلیفۀ به حق و قطب عالم و مرجع اوتاد...»  

به باور سخن سنجان «الهی نامه» اولین منظومه است که  عطار آن را در بحر هزج مسدس مقصور سروده است .طرح کلی این منظومۀ گرانسنگ عبارت است از:مناظرۀ پدری با شش پسر خود که هر یک آرزو و خواهشی در دل دارد و پدر پس از بحث با یکایک پسران خود هر کجا که لازم می بیند حکایتی را چاشنی سخن خویش می کند(صنعتی نیا، 1369:  25)

در مقالۀ هفتم کتاب ،سخن از بی اعتباری عمل و توانایی و بی نیازی پروردگار به میان می آید.
عطار از بی تابی و تشویش عاشقان الهی که از بی نیازی و استغنای پروردگار آگاه هستند و این که فرجام کار بر هیچ کس روشن نیست سخن می راند.
برای توضیح بیشتر و شفافیّت کلامش حکایت زیر را از بایزید نقل می کند:

الف: حکایت شیخ بایزید و مرد ترسا

یکی ترسا میان بسته به زنّار                به پیش بایزید آمد زبازار             
مسلمان گشت و کرد ازشک کناره         پس آن گه کرد آن زنّار پاره         
چو ببرید آن مسلمان گشته زنّار            بسی بگریست شیخ آن جایگه زار         
یکی گفتش که «شیخا چون فتادی        به گریه زانکه هست این جای شادی؟»      

یک لطیفی از بایزید می پرسد ای شیخ چرا گریه می کنی؟ در حالی که این لحظۀ شادی و سروراست.
بایزیدجواب می دهد: « اگرخداوند این زنار را که از کمر این نو مسلمان باز کرده به کمر بایزید که هفتاد سال عبادت کرده ببندد تدبیر چیست ؟  
چنین گفت او که «برمن گریه افتاد          که چون باشد روا کز بعد هفتاد        
گشاید بند زنّار از میانش                      به یک دم سود گرداند زیانش          
گرآن زنّار بندد برمیانم                         چه سازم چون کنم ،گریان از آنم        
گر این زنار کین دم کرد پاره                  ببندد دیگری را چیست چاره؟         
اگر زنّار بگسستن خطا نیست              چرا زنّار بربستن روا نیست                

مقصود این که کفر و ایمان هر دو از جانب خداست  

هزاران زهره و دل آب خون است             که تابیرون شو این کارچون است    
گرآن جاهیچ قدری داشتی جان             نبودی موت انسان قتل حیوان       
گرسر را به گردون برفرازی                     وگر خود را وطن در چاه سازی       
وگر سر بشکنی ور سرکشی باز            نه انجامت بگرداند نه آغاز      
ترا گر بی سری ور سرفرازی                  به یک نرخ آیدم در بی نیازی (عطارنیشابوری 200:1387)

ماخذ عطار برای نقل این قصه کتاب «ترجمۀ رسالۀ قشریه »بوده است.این حکایت بر اساس داستانی از زندگی بایزید ساخته شده است که در آن بایزید می گوید:«زناری دیدم بر میان خویش ظاهر، دوازده سال در آن بودم تا ببریدم .پس بنگریستم دیگر بار در باطن  خویش زناری دیدم »  (قشیری  1387 :235 )

عطار در شرح حال بایزید در تذکره الاولیا نوشته است «هفتاد بار به حضرت عزت، قرب یافت هر بار که باز آمدی زناری بربستی و باز بریدی .
عمرش چون به آخر رسید در محراب شد و زناری بربست و گفت :همان انگارکه ترکمانی ام هفتاد ساله موی در گبری سفید کرده از بیابان اکنون برمی آیم و تنگری می گویم .الله الله اکنون می آموزم ،زنار اکنون می برّم ،قدم در دایرۀ اسلام اکنون می گذارم (نیکلسون1907-1905 : 177/1)

استاد شفیعی کدکنی نوشته است «این حکایت بسیار شبیه است به آنچه خرکوشی از زبان ابو حفص حداد نیشابوری نقل کرده است که«روزی به بازار درآمد با مردی یهودی روبرو شد بیهوش گردید.چون به هوش آمد سبب آن را پرسیدند گفت :مردی دیدم که
جامۀ عدل بر اندام او بود و خویشتن را در جامۀ فضل دیدم .بیم داشتم که ایزد تعالی جامۀ فضل از تن من به درآرد و در او پوشاند و جامۀ عدل را از او برکشد و در من پوشاند. از آن سبب بی هوش شدم . (شفیعی کدکنی 1387: 572)

ادامه دارد...

با تشکر از پژوشگر محترم ،آقای سید هادی میرآقایی


برچسب ها : بسطام , شهرستان بسطام , بایزید , بایزید بسطامی , عطار , عطار نیشابوری , تذکره الاولیاء , حکایات بایزید , basatm , bayazid ,

آخرین مطالب

 
» غبار فراموشی بر چهره تکیه مزج نشست/ تخریب به جای تعمیر ( چهارشنبه 11 اسفند 1395 )
» خلاق؛ واژه گم شده از گردشگری ایران/ پتانسیل صنایع، شهرها و اقشار خلاق می تواند حرکت کُند گردشگری را سرعت بخشد. ( چهارشنبه 11 اسفند 1395 )
» ریاست شورای شهر بسطام: نمره شهردار بسطام در عملکرد، نمره بالای 20 می باشد ( سه شنبه 10 اسفند 1395 )
» فصل الخطاب قانون است و شهرستان بسطام اجرا خواهد شد/ارتقاء بسطام نسبت مستقیم با ارتقاء شاهرود دارد ( سه شنبه 10 اسفند 1395 )
» تیم سه گانه شهرستان بسطام بر سکوی سوم کشور ایستاد ( شنبه 7 اسفند 1395 )
» راه طولانی مجموعه تاریخی منحصر بفرد بسطام برای ثبت جهانی ( چهارشنبه 4 اسفند 1395 )
» سایمون گفت می توانی ورودی المپیك 2018 را بگیری ( یکشنبه 9 اسفند 1394 )
» وقتی حقیقت از دست وزارت کشور هم در می رود!! ( سه شنبه 1 دی 1394 )
» نشست خبری شهردار و رییس شورای شهر بسطام با اصحاب رسانه +تصاویر ( جمعه 9 مرداد 1394 )
» بسطام در کش و قوس ثبت جهانی است/ بازدید متوسط سالانه ۸۰۰ توریست خارجی ( جمعه 9 مرداد 1394 )
» مقدمات دفن پروفسور شهریار عدل در مجموعه تاریخی بسطام فراهم می شود ( جمعه 5 تیر 1394 )
» قلعه نو خرقان ،روستای هدف گردشگری ( جمعه 25 اردیبهشت 1394 )
» مجموعه فرهنگی -تفریحی کهکشان بسطام نیازمند توجه ویژه مسؤولین ( جمعه 25 اردیبهشت 1394 )
» جاده جنگل ابر ،آری یا خیر ؟! ( جمعه 22 اسفند 1393 )
» جشن سالروز صبوری و متانت مردم مظلوم شهرستان بسطام +درددلی کوتاه با رییس دولت تدبیر و امید ( جمعه 5 دی 1393 )

نویسندگان

آمار بازید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

درباره ما


سایت خبری تحلیلی شهرستان بسطام

ایجاد کننده وبلاگ : بسطام فردا